امشب می خواستم عاشقانه ی بلندی برایت بسرایم
اما،
اما خیال امتحان فردا ساعت هشت نگذاشت...
+ نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387ساعت توسط ریحان |
تمام سرمایه خود را یک جا بار شترها کرده ام و تک و تنها به بیابان زده ام. دل من از تجار سودجو، متملق و بازیگر شهر به تنگ آمده است. سرمایه من بیشتر از این همه عشق رنگ پریده تجار شهر می ارزد. آنها ارزش معامله کردن ندارند. تجار ارزش مال را به چیزی که در عوضش می دهند، می سنجند من به کسی که آن را می خرد. من دل از این بازار کنده ام، امیدم به راهزن هاست. من مدتهاست که در راه ها و تنگه ها بساط می گسترانم، روزها شترها رها می کنم، شب ها در انتظار شبیخون خود به خواب می زنم، ولی انگار خبری نیست. اگر سرمایه من کم مایه است، آن همه تاجر، عاشق چه بودند؟ اگر راهزن و عیاری نیست، پس این همه افسانه به دروغ از کدام راهزن و عیار سخن گفته اند؟ آسمان تاریک و شب نزدیک بغل کردن صبح است، من ساکت و آرام رو به بیابان نشسته ام و با خود زمزمه می کنم: دریغا مالی که به بازار صد تاجر عاشق داشت، به بیابان یک رهزن عیار ندارد.
+ نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت توسط مهدی |
در نهفته ترين باغ ها ، دستم ميوه چيد.
و اينك ، شاخه نزديك ! از سر انگشتم پروا مكن.
بي تابي انگشتانم شور ربايش نيست ، عطش آشنايي است.
درخشش ميوه ! درخشان تر.
وسوسه چيدن در فراموشي دستم پوسيد.
دورترين آب
ريزش خود را به راهم فشاند.
پنهان ترين سنگ
سايه اش را به پايم ريخت.
و من ، شاخه نزديك !
از آب گذشتم ، از سايه بدر رفتم.
رفتم ، غرورم را بر ستيغ عقاب- آشيان شكستم
و اينك ، در خميدگي فروتني، به پاي تو مانده ام.
خم شو ، شاخه نزديك!
+ نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت توسط ریحان |
خدا را در آوار روزمرگی ها گم کرده ای و در آسمان ها به دنبالش می گردی؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت توسط مهدی |
هر روز که از خواب بیدار می شد، صفحه شطرنج را دوباره می چید انگار نه انگار
که دیشب جنگی خونین بین دو سپاه سیاه و سپید برپا بود. همه به جای خود بر می
گردند. تازه اول صبح است تا شب جنگ طول خواهد کشید سیاه سپید را، سپید سیاه را
خواهد زد. هر لحظه دلهره ای و هر آن خطری، گاه شادی زدن و گاه غم خوردن. بازی تا
شب طول می کشد. شب بالاخره سپاهی خواهد برد... و فردا صبح دوباره دو سپاه رو به روی هم صف خواهند کشید... انگار نه انگار...این
است شطرنج روزمرگی...
+ نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387ساعت توسط مهدی |

زردآلو!
شیرین و ترش.
فوق العادست!
اونایی که نمی تونن بفهمنش پوستشو می کنن و می خورن!
+ نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت توسط ریحان |
بار دیگر مردی که دوستش می داشتیم رفت...گذشت...درگذشت... بانوي من!

آثار آرام و عاشقانه اش آنچنان دوست داشتنی . جاودانند که با .جود اینکه 9 سال از نگارش آخرین کتابش می گذشت ، پر فروش ترین نویسنده ی نمایشگاه کتاب بود.
متن زیر چهلمین نامه از کتاب"چهل نامه ی کوتاه به همسرم" است.
نامه ی چهلم برخلاف 39 تای دیگر،که یک برگ هستند، بلند است. و حقیقا که چهلمین نامه مجموعه را به کمال می رساند. این می تواند آخرین نامه ی هرکدام از ما باشد...
نه با سفري يك روزه
نه با سفري بلند
بل با آخرين سفر
يك روز عاقبت قلبت را خواهم شكست _ يك روز با عاقبت.
نه با كلامي كم توشه از مهرباني
نه با سخني تو بيخ كننده
بل با آخرين كلام.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت توسط ریحان |
به دنبال خريد حلقه نو و دست اول نباشيد!،بسياري از بزرگترها حلقه هاي ازدواجشان را در اختيارتان خواهند گذارد كه مي توانيد با كمي پرداخت و تميزكاري در كارگاههاي طلاسازي آن را بازيافت كنيد!.
(اگر در ينگه دنيا باشيد مي توانيد ازفروشگاهي مثل اين كه حلقه بازيافتي به فروش مي رساند استفاده كنيد!)
اگر به دنبال حلقه با نگين الماس هستيد كمي در اينجا در مورد كشته شدگان جنگهاي داخلي آفريقا بر سر استخراج الماس جستجو كنيد.
محل مراسم ازدواج:
نزديكترين مكان را نسبت به منزل و اقامتگاهتان براي مراسم در نظر بگيريد،بدين ترتيب انرژي و سوخت زيادي توسط شما و مهمانانتان براي رسيدن به مكانهاي دور از دست نخواهد رفت.
سعي كنيد از مكانهاي عام النفعه اي چون باغها و گردشگاههايي كه هزينه پرداختي شما را صرف بازسازي و بهبود فضاي سبز مي كنند استفاده كنيد!.(البته اين قضيه در ايران زياد مرسوم نيست يعني پاركها و فضاي سبز مجوز چنين كاري را ندارند!،بعلاوه فضاهاي سبز و باغات گاهاً در فواصل بعيدي نسبت به شهر قرار دارند كه شرط فاصله را نقض مي كند!).
نحوه دعوت از مدعوين:
به جاي استفاده از كارتهاي مرسوم كاغذي يا پلاستيكي از دعوتنامه هاي الكترونيك كه اين روزها بسيار اشكال شكيلي هم دارند استفاده كنيد!،بعد از ارسال هم يك پيامك بفرستيد كه صندوق پست الكترونيكتان را بازبيني كنيد!.
در صورتيكه از همان نحوه مرسوم كاغذي استفاده مي كنيد از فروشنده كارتهاي طراحي شده بر كاغذهاي بازيافتي را درخواست كنيد.(در بعضي از نمونه هاي خارجي آن حتي تخم و دانه گياه نيز در لفافه كاغذ موجود است كه پس از افتادن به روي خاك جوانه خواهد زد!)
لباس مراسم:
به عوض خريدن لباس عروس براي پوشيدن فقط يك شب و بعد بايگاني در كمد لباس تا آخر عمر!، از خدمات كرايه لباس عروس يالباس عروس بستگانتان با كمي تغييرات و بهسازي استفاده كنيد.
در مراسم خارجيها كت و شلوار داماد به طور رسمي يك Tuxedoيا كت فراگ است كه خوشبختانه در ايران زياد مرسوم نيست و داماد با كمي دقت مي تواند كت و شلواري تهيه كند كه در صورت اضافه وزن نكردن سريع بعد از ازدواج تا چند وقتي در محل كار و مهماني سرويس بدهد!.
خوراك و پذيرايي:
در بازار مصرفي خارج از كشور محصولات غذايي ارگانيك (پرورش و فرآوري با استفاده از مواد غير شيميايي)به عنوان انتخاب اول از لحاظ سلامتي و پايداري زيست محيطي قرار دارند و براي چنين مراسمي نيز آنها را بيشتر توصيه مي كنند،گرچه اين محصولات از لحاظ قيمتي كمي گرانترند ولي صرفه زيست محيطي دارند.(در مملكت عزيزمان هنوز چنين دسته بنديهايي در كار نيست و معمولاً اكثر محصولات غذايي ما طعم و بويي از محصولات پتروشيمي دارند!.)
براي ظروف از وسايل اجاره اي يا يكبار مصرف با جنس قابل بازيافت استفاده كنيد.(اين يك كار را ما ايرانيها پيشاپيش به خوبي انجام مي دهيم،فقط هنوز صنايع توليدي ظروف يكبار مصرف قابل بازيافت را هنوز در ابعاد مصرف داخلي راه اندازي نكرده ايم يا عملكرد دولتيمان ورشكستشان داده است!.)
گل:
به عوض گلهاي بريده شده از گلدانهاي زنده اجاره اي براي دكوراسيون استفاده كنيد و سپس به نهالخانه ها عودت دهيد.
گلهاي استفاده شده در دكوراسيون و تزيينات سر ميز را بعد از اتمام مجلس (اگر چيزي از آنها باقي ماند!)براي مراكز خيريه و آسايشگاهها بسته بندي كرده و ارسال داريد تا شايد كمي نيز باعث طراوت محيط آنها باشيد.
گلهاي ارگانيك نيز در خارج كشور از لحاظ بو و شادابي و كمتر بودن عارضه هاي زيست محيطي طرفداران خودش را دارد ولي در كشور ما اكثر گلهاي گلخانه اي و پرورشي با دوپينگ! رشد داده مي شوند.
هداياي مراسم براي ميهمانان:
در بعضي نقاط يك بسته هديه براي مهمانان تهيه مي شود كه منبع خارجي بر اهداي مبالغي به خيريه هاي كودكان يا طرفداران محيط زيست و حمايت از حيوانات را پيشنهاد كرده است يا بسته هاي حاوي دانه و تخم گل و گياه به جاي بسته هاي نقلي كه در ايران براي مهمانان كادوپيچ مي كنند!.
خدمات نقليه مراسم:
به جاي استفاده از ليموزين يا ماشينهاي پرسيلندر!از درشكه و اسب! يا ماشينهاي هيبريدي استفاده كنيد.
مهمانان را از طريق خدمات عمومي حمل و نقل(با كرايه يك اتوبوس يا چند ون از بموقع حاضر بودن مهمانان و ساير مشكلات ناشي از رانندگي پس از پايان مراسم رهايي خواهيد يافت!) به محل مراسم فراخواني كنيد يا برنامه ريزي كنيد كه از فضاي خالي اتومبيلهايشان براي رساندن سايرين به محل بهره بگيرند.
ماه عسل:
براي رفتن به تعطيلات ماه عسل به ترتيب ترن،ساير وسايل نقليه زميني يا دريايي و در انتها به هواپيما فكركيند تا محيط زيست كمتر متاثر شود!.(گرچه بسياري از جوانان ايراني از فرداي عروسي بايد در دغدغه چكهاي كشيده و نكشيده بلامحلشان باشند و فرصتي براي اين گشاده دستيها ندارند!).
مسافرت در قالب اكوتوريسم نيز از انتخابهاي سبز براي ماه عسل است،اگر مي رويد به دشت و كوهستان برويد و هتلهاي گرانقيمت و گشت و گذار در مراكز خريد را براي فرصتهاي ديگر بگذاريد.
پ ن: مطلب از اینجاست. که خودش هم ترجمه شده از اینجاست و اینکه کامل نیست.
اگر می خواهید بیشتر بدانید به Green Wedding Guide حتما سر بزنید .
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت توسط ریحان |
طلاق هم به فهرست بلند بالای مخربان محیط زیست در دنیا اضافه شد؛ چرا که استفاده ی ناکارآمد از انرژی و منابع و هزینه ی سنگین تر آب و برق منجر می شود. به دنبال طلاق، معمولا یکی از زوج ها خانه ی مشترک را ترک و به خانه ی دیگری نقل مکان می کند که باعث افزایش مواد و زمین لازم برای سکونت می شود. کارایی استفاده از منابع در خانه های مجردی افراد طلاق گرفته پایین تر از خانه های متاهلی است. به عنوان مثال، در آمریکا تفاوت این دو نوع، بیشتر از 73 میلیارد کیلو وات ساعت برق و 672 میلیلارد بشکه آب در سال است
.
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت توسط ریحان |
دست هایم را در باغچه می کارم به پیشنهادسپهر سلیمی از فردا و همزمان با روز جهانی محیط زیست، وبلاگستان فارسی به مدت یک هفته سبز خواهد شد. یه این صورت که شما با قرار دادن مطلبی در وبلاگ خود که الزاما نیازی نیست تخصصی باشد در این حرکت شرکت می کنید. هدف اینست که هر کس بر اساس دیدگاه خود و مخاطبان وبلاگش مطلبی مرتبط با محیط زیست بنویسد. از همین جا از کلیه ی اقوام، دوستان، آشنایان وبلاگستانی دعوت می شود که با پست های خود با بیایید با هم بریم موج سواری! ـ سایت موج سبز.
سبز خواهم شد. می دانم. می دانم. می دانم.
و پرستوها در گودی انگشتان جوهری ام
تخم خواهند گذاشت...
ـ با قرار دادن لوگو در وبلاگ خود از طرح حمایت کنید.
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت توسط ریحان |
من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم چشم بيمــــار تــــو را ديــدم و بيمار شدم فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم همچــــو منصــور خــــــريدار سرِ دار شدم غم دلدار فكنده است به جانم، شررى كـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز كه من از مسجد و از مدرسه، بيزار شدم جــــامــه زهد و ريا كَندم و بر تن كردم خــــرقــــه پيــــر خـــراباتى و هشيار شدم واعـــظ شهــر كــه از پند خود آزارم داد از دم رنــــد مــــىآلــــوده مــــَددكار شدم بگـــذاريــــد كــــه از بتكــده يادى بكنم مـــن كـــه با دستِ بت ميكده، بيدار شدم "دیوان امام"
+ نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت توسط ریحان |

+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت توسط مهدی |
من و تاریکی این بار شوق دیدار تو را از قفس فاصله ها دزدیدیم من و تاریکی رهسپار تو شدیم دلمان هم رنگ ولی دل من روشن و شب تاریک و در این همرنگی شوق دیدار تو را تنگی راه میفشرد خود من اینجا در تکاپوی رسیدن اما
+ نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت توسط مهدی |
بیچاره
آهویی که صید پنجه شیری
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی شعر از
مجموعه «گریههای امپراتور» سروده «فاضل نظری »
+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت توسط مهدی |
کودکی که
در تصویر زیر می بینید، سالها پیش در یک شهربازی شلوغ به دلیل رها کردن دست مادر
خود، گم شده و تا به حال از او خبری به دست نیامده است. لطفا در صورت مشاهده او با
ما تماس بگیرید. این کودک به دفتر نقاشی خود بسیار علاقه داشته و بدون آن احتمال
هلاک شدن او می رود. دفتر او هم اکنون در خانه است و انتظار او را می کشد. آخرین
نقاشی او که نیمه کاره مانده است، مربوط به تصویر یک فضاپیمای خیالی می شود.
+ نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت توسط مهدی |
دلم لک زده...
کسی خریدارش نمی شه...
+ نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت توسط ریحان |
نمی دانم
که ای یا رب، ولی دل را به سوی تو نیازی است بگیران نور
این فانوس خورشید، به تاریکی مرا رخصت بفرما، ببند این
در به روی هر مسافر، مرا تنها در این شبها پذیرا به دیواری
مسیر راه تاریخم بگیران مرا استاده در راه سفر ساز نسیمی روی
من بگشا و با آن، تمام گرد این دنیا بگیران ببر این یادگاری ها ز ذهنم، به روی جسم تارم یاد خود ساز
+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت توسط مهدی |
مرا گذاشته ای که در خودم تلف بشوم؟
پ ن: آری شود ولی به خون جگر شود!
+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت توسط ریحان |
تو شانه ، شانه ، شانه
پهنای شانه ات چکه ، چکه ، چکه
تو شوق ، شوق ، شوق
من ترس ، ترس ، ترس
خیس و سرد
زمینمان گرم ، گرم ، گرم
از بارش بارانی نرم ، نرم ، نرم
ما دست؛ دست ، دست
+ نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت توسط ریحان |
(در ادامه ی مطلب دنبال کنید)
و اینبار ما شاهد حضور موفقیت آمیز این زوج جوان در عرصه ی ورزش قهرمانی هستیم. ![]()
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت توسط ریحان |