تبليغاتX
رفتن رسيدن است
رفتن رسيدن است
در نظربازی ما بی خبران حیرانند
آری محسن جان...
قضیه حمار درست است
چون آنها عشق نمی دانند...
ارسال در تاريخ سه شنبه 18 دی1386 توسط مهدی
روزهاست که جوراب من پاره شده

انگار پاهام چشم باز کرده اند

و مرا شرم فرا گرفته

امشب آنها را خواهم دوخت

قبل از آنکه بفهمند این همه راه رفتن

بیهوده بود و

بهانه سرگرمی شان

و کفش زندان اسارت بود

به جای مرکب پرواز و سفر....

ارسال در تاريخ چهارشنبه 12 دی1386 توسط مهدی
من رو به روی یک جاده ایستاده ام
و یک چمدان به اندازه یک کوه
دل من پر شده است...
پُر یا پَر؟! فرقی ندارد
هردو مقدمه پروازاند....
ارسال در تاريخ چهارشنبه 12 دی1386 توسط مهدی

نمی دونم خوابیدم یا خوابم برد.

یادمه که بیدار بودم و به چیزی هم دستم بود.

نمی دونم خوابیدم یا خوابم برد اما یادمه که بیدار شدم.

برف همه جا رو پوشونده بود.

این رو وقتی که سعی می کردم از زیر برف ها بیرون بیام فهمیدم...

اون موقع به این فکر نمی کردم که خوابیده بودم یا خوابم برده بود

نشستم به ذوب شدن برفا

:

:

:

(نقطه)

برفا وقتی آب می شن براشون فرقی نمی کنه خوابیده باشی یا خوابت برده باشه!!

برفها آب شدند...

چیزی که دستم بود و وقتی از زیر برفا اومدم بیرون دستم نبود, اونجا نبود.

یادمه که قبل از خواب دستم بود اما یادم نمی یاد خوابیده بودم یا خوابم برده بود....

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه 12 دی1386 توسط ریحان

اینجا!

اگه حساسین بازش نکنین...

ارسال در تاريخ دوشنبه 3 دی1386 توسط ریحان

اعتراض مردم محلی ، دوستداران محیط زیست و اعضای سازمانهای غیردولتی زیست محیطی به قطع درختان و تخریب بافت خیابان آذر اصفهان

 پنجشنبه ، 6 دی ، ساعت 10 صبح ، تقاطع خیابان آذر و عباس آباد

برای اطلاع بیشتر : دوستداران حیوانات و محیط زیست

ارسال در تاريخ دوشنبه 3 دی1386 توسط ریحان
دیشب باز بارون بارید

من بودم و تو و همه ی دنیا. و همه ی دنیا هیچ بود.

هی من گفتم نرو

هی تو رفتی

هی من بهت گفتم طاقتش رو ندارم

باز هم هی تو رفتی و هی من موندم و من موندم و من...

یهو چشم باز کردم دیدم همه جا دریا شده.

                                                از بس که بارون باریده بود

            بی شک فردا شده بود!

هی...

پ ن: گفتم بیا برو تو جعبه. تو و همه ی خاطراتمون. گریه کردی گفتی نمی خوام، من توی جعبه برو نیستم. من اینجام جلوی چشمات. ریحان؟! تا همیشه... می فهمی؟؟! نه نمی فهمم! حالا من مانده ام و هیشه ای که نیستی...

ارسال در تاريخ یکشنبه 2 دی1386 توسط ریحان
قالب وبلاگ