وقتي كه بي شرمي زمانه گلوي قلمت را خشك كرده باشد
وقتي كه عزيزترين تكهي وجودت ته فاصلهها ايستاده باشد
وقتي كه منتظر باشي آسمان زندگيات سقف سپيدي شود
وقتي كه سالگرد لحظهاي فرا ميرسد كه در آن نبودي ولي شادي تكرار آن، جبران نبودنهاست
وقتي كه دوست داري بگويي «زندگي به كامت به طراوت لبخند بهار» ولي كلمههايت در تنگناي فشردن دكمههاي اس ام اس، توقف كنند...
وقتي دوست داري همه فرياد شوي، همه لبخند و همه شيرين...
وقتي... وقتي... وقتي... دور هستي ولي نزديك...

ارسال در تاريخ یکشنبه 28 تیر1388 توسط مهدی




